چند روز پیش متنی با عنوان "رضوان چیست" برایم ارسال شد که در آن نویسنده محترم، عید رضوان را معرفی کرده و سعی در ارتقای جایگاه و رتبه این عید داشته است. در این پست قصد دارم برای روشن سازی افکار آزاد اندیشان، ابتدا مطالب ایشان را نقد نموده و سپس به بررسی نتایج درخشان عید رضوان در تاریخ بهائیت -با استفاده از اسناد ایشان- بپردازم.
ایشان با اشاره به بند 75 کتاب اقدس اینگونه می نگارند:
«در این نوشته بهاءالله می نویسد که حکم نجاست (عدم پاکیزگی دینی) را از تمام اشیاء و مردمان برداشته است و در اول رضوان و ظهور تازۀ الهی تمام جهان در دریای پاکیزگی الهی شسته شده است. باید با دیگران با خوبی و خوشرویی و محبت معاشرت و نشست و برخاست کرد و این صفا و صمیمیت را در رفتار و گفتار نشان داد.»
سپس با استناد به این عبارت و تعلیم وحدت عالم انسانی، مطالبی نگاشته اند که می توان مطالب ایشان را برای بررسی دقیق تر به صورت زیر دسته بندی کرد:
مهشيد کمي از فنجان قهوه اش مي نوشد و مي گويد : به نظرت اين استاد مکانيک سيالات چه جور آدمي بود لبخند مي زنم و مي گويم : خب، تازه اولين جلسه بود .نميشه گفت .واسه قضاوت هنوز زوده.
- ولي به نظر من خيلي مغروره ، همش خودشو مي گرفت
- آي خانم حواست باشه داري تند ميريا .هر وقت خواستي عجولانه قضاوت کني يادت بياد که سر انتخاب من چقدر مته به خشخاش گذاشتي .يادته؟پير شدم از دست تو تا قبول کردي
- خب اين فرق مي کنه .من وتو با هم يه تفاوت اساسي داشتيم .تازه من دنبال يه دوست خوب مي گشتم .بايد مطمئن مي شدم
- ولي خيلي طول کشيد .قبول داري؟
- لازم بود. ما بايد سر يه سري چيزا به توافق مي رسيديم
فنجان قهوه ام را روي ميز مي گذارم و مي پرسم: حالا واقعا به توافق رسيديم؟
ترش مي کند ومي گويد: از آب گل آلود ماهي نگير. من هنوز بايد تحقيق کنم .نمي تونم همين جوري قبول کنم. اصلا بي خيال. وقتش که رسيد خودم خبرت مي کنم
مطلب مرتبط پیشین: قابل توجه بهائیان گرامی: لطفا صورت مسأله را پاک نفرمایید!
در این پست قصد دارم به بررسی سؤال خانم مهوش بپردازم. ایشان مدعی شده اند که در قرآن تناقضاتی وجود دارد. از آنجا که ایشان پیرو حضرت بهاءالله هستند بهتر دیدم به جای هر گونه توضیح و دلیل و مدرکی، فرمایش جناب بهاءالله درباره قرآن را ذکر نمایم.
حضرت بهاءالله در سورة الملک در وصف قرآن اینگونه می فرمایند:
کتاب قدس حفیظ الذی نزل علی محمد رسول الله و خاتم النبیین وجعله حجه باقیه من عنده و هدی و ذکری للعالمین
کتاب مقدس حفظ شده ای که بر محمد رسول الله و پایان دهنده نبوت نازل کرد و آن (قرآن) را حجت باقیة از نزد خود و ذکر برای عالمیان قرار داد
حال سؤال من از سرکار خانم مهوش این است که آیا ایشان شناخت دقیقتری نسبت به قرآن دارند و یا حضرت بهاءالله؟ آیا فرمایشات حضرت بهاءالله برای شما حجت و پذیرفتنی است؟
حال قضاوت با شما که آیا فرمایشات حضرت بهاءالله تطابق با ادعای خانم مهوش دارد یا خیر.
سکانس اول- آنچه گذشت:
چندی پیش یکی از مخاطبین سایت به نام مهوش، پس از آنکه از پاسخگویی به مطالب علمی سایت عاجز ماندند؛ تصمیم به پاک کردن صورت مسأله گرفتند و به جای پاسخگویی اقدام به طراحی سؤال نمودند! ایشان ادعا نمودند در قرآن تناقضاتی وجود دارد!
سکانس دوم- آنچه معمولاً می گذرد:
معمولاً هنگامی که عزیزان بهائی از پاسخگویی علمی باز می مانند؛ پاک کردن صورت مسأله را بهترین راه حل می یابند. حال اینکه این اتفاق (پاک کردن صورت مسأله) چگونه صورت می گیرد؛ بستگی به خلاقیت فرد مذکور دارد. با مرور کوتاهی در نظرات این وبلاگ، شاهد راه حل های خلاقانه جناب هوشنگ خواهید بود.
سکانس سوم- آنچه قرار است بگذرد:
اگر واقعاً سرکار خانم مهوش سؤالاتی درباره دین اسلام دارند؛ باید به سایت های مربوطه مراجعه نمایند نه به سایت یاران ایران که صرفاً به بررسی بهائیت می پردازد. که البته این بررسی از طریق نصوص دسته اول بهائیت صورت می گیرد. بنابراین پاسخگویی به سؤال سرکار خانم مهوش در این سایت موضوعیتی ندارد. اما از آنجا که نتیجه پاسخ به سؤال ایشان، روشنگر مطالب بسیار مهمی درباره بهائیت خواهد بود؛ در پست بعدی به تشریح سؤال و پاسخ سؤال خواهم پرداخت. البته پاسخ ما به این سؤال نیز، مستند به نصوص بهائیت است.
بسم الله الرحمن الرحیم
درد دلی با داستان کل کشور جمهوری اسلامی ایران
الصلاة والسلام علی سید العالم ومربی الامم الذی به انتهیت الرساله والنبوه وعلی اله واصحا به دائما ابدا سرمدا (اشراقات ص293)
واشهد ان الیوم کان حجتک محمد بن الحسن صلواتک علیه وعلی من اتبعه... (توقیع الف ج1ص182)
حضرت ایت الله دری نجف آبادی:
بعد از مطالعه نامه سر گشاده جامعه جهانی بهائی به آن مقام محترم و تسلیم نمودن آن به سفیر ایران در سازمان ملل، نکاتی در اذهان سایه انداخته که باید روشن گردد. ادعا های سراسر کذب و مظلوم نمائی ها از برای چیست؟
مرقوم نموده اند که "یاران و گروه های کوچکی که در سطح ملی ومحلی به امور روحانی واجتماعی چند صد هزاربهائی ایرانی رسیدگی می کردند آمادگی خود را برای پایان دادن به کار خود اعلان داشته اند. حضرات بهائی در سال 1362 مگر همین قول رابه دادستان وقت نداده بودند؟ کی مجوز فعالیت گرفته وشرو ع به کا ر کرده اند؟ فرموده اند امور روحانی و اجتماعی (تشکیلات ضیافت 19 روزه و محافل محلی وملی). بهتر نبود میگفتند امور سیاسی؟ معتقد بودن به تشکیلات نشان از چه میدهد؟ که اگر کسی به آن معتقد نباشد باید طرد شود؟ آیا این امر روحانی است؟
مهوش خانم لطفا شما تناقضات کتب اهل بها را اصلاح فرمائید. قرآن کتابی است که بزرگان اهل بها به درستی وحی منزل بودن آن اعتراف و اقرار نموده و ظاهراْ با هر ترفندی که شده خود را به آن بسته اند و خواسته اند که مشروعیت خود را از قرآن مجید بگیرند. حال بفرمائید شما راست می گوئید یا جناب بها ء؟؟؟
فرارسیدن سال نو و عید باستانی را به تمام حق جویان راستین تبریک می گویم
باسمه تعالي
نامه سرگشاده به محضر حضرت آية الله دري نجف آبادي
دادستان محترم جمهوري اسلامي ايران
باسـلام و عرض تحيّت به مناسبت ميلاد نبيّ مكرّم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام به استحضار مي رساند:
قريب 4 سال پيش از اين، در اواخر دوران رياست جمهوري جناب آقاي دكتر خاتمي، تشكيلات اداره كننده فرقه ی بهائيت در ايران با تنظيم نامه اي سرگشاده خطاب به مقام رياست جمهور و با طرح مضامين تكراري درمورد مظالم وارده بر اعضای اين فرقه در ايران، فرصت را مغتنم شمرده به بهانه ی ارائه ی نامه ی مذكور، با تعداد قابل توجّهي از مسئولين طراز اول نظام ملاقات کردند و بدينوسيله نوعي ارزيابي جمعي از افكار و روحيات و سلائق اجتماعي مخاطبين خود، درباره ی اين فرقه به عمل آوردند.
اينك پس از گذشت 4 سال، بار ديگر به بهانه ی دستگيري سران تشكيلاتي خود و محاكمه قريب الوقوع آنان به جرم جاسوسي براي رژيم صهيونيستي، نخست نامهاي سرگشاده به امضاي جامعه جهاني بهائي خطاب به حضرت عالي مي نويسند و به فاصله ی 2 روز پس از آن...

سالروز ولادت آخرین پیام آور الهی، حضرت محمد مصطفی (ص) بر تمام یکتا پرستان عالم مبارک باد.
حضرت بهاءالله در اشراقات در صفحه ۲۹۳ اینگونه خاتم النبین را معرفی می نماید:
الصلاه و السلام علي سيد العالم و مربي الامم الذي به انتهت الرساله و النبوه و علي آله واصحابه دائما ابدا سرمدا
سلام و درود بر آقای اهل عالم و پرورش دهنده امت ها، کسی که به او نبوت و رسالت پایان یافته و بر خاندان و دوستانش سلام و درود دائمی و ابدی و سرمدی باد
از جمله فوق به ضوح نمایان می گردد که بنا بر گفته جناب بهاءالله نبوت و رسالت به پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی پایان یافته است.